صفحه 6310 از 6310 نخستنخست ... 53105810621062606300630863096310
نمایش نتایج: از 63,091 به 63,098 از 63098

موضوع: ○● چت روم بروبکس بارانی ™●○

  1. #63091
    فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    نوشته ها
    6,527
    تشکر
    9,620
    تشکر شده : 9,265
    هراس های بیهوده
    تا بوده همین بوده

  2. کاربر مقابل از Sahand.M عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #63092
    فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    33,346
    تشکر
    7,714
    تشکر شده : 19,332
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sahand.M نمایش پست ها
    هراس های بیهوده
    تا بوده همین بوده
    ریدی


  4. #63093
    فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    نوشته ها
    6,527
    تشکر
    9,620
    تشکر شده : 9,265
    سوالی بود یا خبری؟

  5. #63094
    فعال
    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    نوشته ها
    6,527
    تشکر
    9,620
    تشکر شده : 9,265

  6. #63095
    فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    33,346
    تشکر
    7,714
    تشکر شده : 19,332
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sahand.M نمایش پست ها
    سوالی بود یا خبری؟
    خبری کیرم تو خودتو و هراست


  7. #63096
    فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    33,346
    تشکر
    7,714
    تشکر شده : 19,332
    گل گلدون من شکسته در باد
    تو بیا تا دلم نکرده فریاد
    گل شب بو دیگه شب بو نمیده
    کی گل شب بو رو از شاخه چیده
    گوشهء آسمون پر رنگین کمون
    من مثه تاریکی تو مثل مهتاب
    اگه باد از سرِِ زلف تو نگذره
    من میرم گم میشم تو جنگل خواب
    گل گلدون من ماه ایوُن من
    از تو تنها شدم چو ماهی از آب
    گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
    من شدم رودخونه دلم یه مرداب
    آسمون آبی میشه اما گل خورشید
    رو شاخه های بید دلش میگیره
    دره مهتابی میشه اما گل مهتاب
    از برکه های آب بالا نمیره
    تو که دست تکون میدی
    به ستاره جون میدی
    میشکفه گل از گل باغ
    وقتی چشمات هم میا
    دو ستاره کم میاد
    می‌سوزه شقایق از داغ



  8. #63097
    فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    33,346
    تشکر
    7,714
    تشکر شده : 19,332
    توی يک جنگل تن خيس کبود،
    يه پرنده آشيونه ساخته بود
    خون داغ عشق خورشيد تو پَرش،
    جنگل بزرگ خورشيد رو سرش
    توی هوای آفتابی، روی درخت ها می پريد،
    تنشو به جنگل روشن خورشيد می کشيد

    تا يه روز ابرای سنگين اومدند،
    دنيای قشنگش رو به هَم زدند

    هرچی صبر کرد، آسمون آبی نشد،
    ابرا موندند، هوا آفتابی نشد

    بس که خورشيدش رو توی زندون سرد ابرها ديد
    يه دفعه ديوونه شد، از توی جنگل پَر کشيد،



  9. #63098
    فوق حرفه ای
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    نوشته ها
    33,346
    تشکر
    7,714
    تشکر شده : 19,332
    زندگيشو توی جنگل جا گذاشت،
    رفت و رفت، ابرا رو زير پا گذاشت

    رفت و عاقبت به خورشيدش رسيد،
    اما خورشيد به تنش، آتيش کشيد

    اگه خورشيد يکی توی آسمونه،
    مرغ عاشق، روی زمين فراوونه

    روزی يکی، به بالا چشم می دوزه،
    می ره با اين که می دونه می سوزه

    من همون پرنده بودم،
    که يه روز خورشيد رو ديد

    اسم من يه قصه شد،
    اين قصه رو دنيا شنيد




صفحه 6310 از 6310 نخستنخست ... 53105810621062606300630863096310

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 6 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 5 مهمان ها)

  1. Hadi

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •